Sunday, August 09, 2009

چراغ رو روشن کن
میخوام بزنم تو چشات زل
ببینی که شادم
با اینکه فقط یه سایه م
یه روز میفتم تو آینه و صاف می شم
اون وخ میفتم جلوتر از ساعت
چون من افتادم دوباره رو قلتک


می خوام خودمون باشیم بدونه یه بر چسب
نترسیم از آدمای گم شده تو کار و کسب
من آزادم و نمیفروشمش به چس مثقال کلاس و پرستیژ
هرکار بخوام می کنم، دارم کلی آرزوهای قاراشمیش

زندگی کوتاهه
بگرد دنبال یه دنیایه تازه
وگرنه می پوسی مثل اون آدم تو آب پونک
بقیه هم می کنن ازت تغذیه
نمی دونن ولی واقعیت اینه که همه زندگیشون مثله یه کانیباله


نگاتون می کنم و می شم امیدوار
که نیستم فقط من لای جرز این دیوار

حیف که هیچی ندارم بزنم برم فضا
وگرنه دستتو می گرفتم و بیشتر می گفتم حرفای کذا

حوصله م سر رفته و دیگه شدم خسته
ولم کن بز برم تو حالته خلسه
نقشه ی ایرانی که تو اتاقمه رو باید عوض کنم
خیلی وقته رو دیواره، داره زرد می شه
اگه یه نقشه که توپولوژی ایران رو هم نشون بده پیدا کنم با این عوضش می کنم

Saturday, August 08, 2009

بالاخره کتاب "سر گشته ی راه حق" که منصور بهم هدیه داده بود تموم شد
خیلی وقت بود که شروع کرده بودم ولی نمی دونم چرا اینقدر آروم پیش می رفت
کتاب جالبیه ولی فک می کنم که برای درک بیشترش باید با خود منصور صحبت کنم تا بیشتر توضیح بده
حمید قبل از من اونو خوند و گفت که خوبه
من که خوندم خوشم اومد ولی نه اونقدرا

الان دارم به صورت جدی کتاب یونگ رو می خونم
انسان و سمبول هایش
تا آخر هفته تموم می شه و یه سر باس برم پیش سهراب تا در موردش مفصل صحبت کنیم
این کتاب رو به همه پیشنهاد میدم که بخونن
البته اگه یونگی هستید، مثل من
اگه فرویدی هستید نه
عاشق خیاطی شدم
خیلی خوبه
...
کار امروز=دامن چهار پیلی
رنگ اصلی مشکی همراه با پیلی های زرد مات پررنگ
وقتی رابطه ی خود آگاه و نا خود آگاهم کم می شه نمی تونم بنویسم اینجا
اینجا تقریبا همه اش در دست نا خود آگاهمه
و وقتی که باهام قهره دیگه قهره دیگه
دست من که نیست
و زمین، این زن زیبای بی حیا، مرا در بند کشیده!
می توانم آزاد شوم ولی نمی خواهم!
هر دفعه شهوت یک بوسه ی دیگر مرا مست می کند!
گهگاه صبح که در کنارش بیدار می شوم می خواهم که فرار کنم! آرام از تخت بیایم بیرون تا بیدارش نکنم تا دوباره دستش را بر بدنم بگذارد و گرمایش نگذارد که پوتین هایم را به بغل گیرم و از در به بیرون پرم!
بابت هر عشق بازی یک پر از بال هایم را می دهم! دارند تنک می شوند!
و من نگران از خودم زمین را سخت تر در آغوش می فشارم!
کاش از اول آسمان را انتخاب می کردم و کاش زمین را برای آخرین بار با لذت نگاه می کردم!

Friday, August 07, 2009

بهارستان را به دلایلی نرفتیم ولی از نزدیک دنبال کردیم
البته عصر به ونک رفتیم
و به بسیجی ها خندیدیم و آرزوی موتورهایشان را کردیم

Tuesday, August 04, 2009

باز اس ام اس ها قطعه
فردا 14 مرداد رو حتما میرم
ساعت 9 صبح
غایبان بزرگ تنفیذ: هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی، مهدی کروبی، سید حسن خمینی - هیچکس از خانواده‌ی امام هم در این مراسم حضور نداشت. - هیچ‌یک از نمایندگان اقلیت مجلس نیز در این مراسم دیده نشدند - اعضای سرشناس مجلس خبرگان که ظاهرا در جلسه تنفیذ حاضر نبودند: ابراهیم امینی، جوادی آملی، واعظ طبسی، رضا استادی، هاشم‌زاده هریسی، حسن روحانی، دری نجف‌آبادی، دستغیب، علی رازینی، طاهری خرم‌آبادی - چهره‌های سیاسی و اجتماعی که در تصاویر صداوسیما دیده نشدند: عارف، مسجدجامعی، باهنر، احمد توکلی، افروغ، علی مطهری، صفار هرندی، پورمحمدی - آنها که می‌توانستند نروند و رفتند: هاشمی شاهرودی، علی لاریجانی، محسن رضایی، عبدالله جاسبی، دانش جعفری، نهاوندیان (اتاق بازرگانی) - از جمله شخصیت‌های لشکری و کشوری حاضر در مراسم تنفیذ: افشین قطبی، واحدی (مجری صبح بخیر ایران)، احمد نجفی (بازیگر)، محمد مایلی کهن، حسین رضازاده

Wednesday, July 22, 2009

Everything changes but change itself. Everything flows and nothing remains the same...You cannot step twice into the same river, for other waters and yet others go flowing ever on.

- Heraclitus

Tuesday, July 21, 2009

چون با فیلتر شکن اینجارو آپ میکنم اصلا نمی تونم عکس بزارم
ساری
مراازفاجعه مصلحت پرستي مصون بدار تا به رعايت مصلحت حقيقت را ذبح شرعي نکنم



از
http://dariche.persianblog.ir/

خدایا

مرا در ايمان "اطاعت مطلق" بخش تا در جهان "عصيان مطلق" باشم
کتاب "انسان و سمبول هایش" از "یونگ" خوندنیه

ما نمی ترسیم از کسی جز خدا

هر دفعه جز نماز جمعه ی این هفته منم رفتم بیرون ولی "خیلی" محتاط
با این همه نسبت به این دفعه احساس خوبی ندارم

خیلی "جدی" می رم این دفعه تو مرداد

راضیم به اینکه تیر بخورم یا شلنگ
فقط لطفا خدا نگیرنم

با بازنشته ی ارتش که طرفدار ماست مشورت کردم سر گاز های اشک آور که چیکار کنم علیه اش

ای خدا
کمکمون کن
من نمی خوام بچه هام تو این نظام کثیف به دنیا بیان و بزرگ شن

ما به مبارزمون ادامه می دیم

ما نمی ترسیم از کسی جز خدا
خدایا ... هدایتمون کن
ازین به بعد عکس لباسایی که می دوزم رو میزارم
کاش همه حقوق هم رو رعایت می کردن
امروز ناهار ماکارونی
با سر آشپز مرمرطلا
i stayed in zanjan for 6 days.
it was great
now, it's back to business.

Thursday, July 16, 2009

یه چیز بده بریم فضا
حوصلم از خودم سر رفته