Saturday, October 04, 2008

برق چشات برق سه فازه


الان دقیقاً دو سال و 13 روزه که ایرانم، روحیم عوض شده! از اون موقعی که اومدم ایران خیلی عوض شدم! ... از آرزوهای قبلیم هیچ خبری نیست، حتی دیگه به یادشونم نمی افتم ... نمی دونم کجا جاشون گذاشتم ولی کلاً زدم تو یه فاز دیگه ... اینجا آدم می تونه به راحتی بین آدمای دیگه گم بشه! باید خیلی مراقب بود ... خیلی باید مراقب بود که روان آدمی زودتر از تن اش نمیرد!!

امروز سه واحد حذف کردم و از 20 تا اومدم رو 17 تا ... کی حال داره ساعت 15 تا 17 بره سر کلاس آخه

Monday, September 22, 2008

دارم تصعید می شم
جنید، سرور طایفة عارفان‌ گفته‌ است‌: هیچ‌ کس‌ به‌ جادة حقیقت‌ نمی‌رسد، مگر اینکه‌ هزار صدیق‌ گواهی‌ دهند که‌ او زندیق‌ است‌، زیرا این‌ مقام‌ به‌ کسی‌ که‌ اهل‌ آن‌ نیست‌، زیان‌ می‌رساند، همان‌گونه‌ که‌ بوی‌ عطر گل‌ سرخ‌ برای‌ جُعَل‌ زیانمند است‌، زیرا حالتی‌ که‌ عامة مردم‌ برآنند، این‌ مقام‌ را نمی‌پذیرد و آن‌ مقام‌ نیز این‌ حالت‌ را پذیرا نیست‌. چون‌ انسانها ایشان‌، یعنی‌ اهل‌الله‌ را، در میان‌ همگان‌ ببینند، آنان‌ را نمی‌شناسند، زیرا در سخنان‌ ایشان‌، امری‌ آشکار نیست‌ که‌ بدان‌ از عامة مردم‌ متمایز شوند و چون‌ انسانهایی‌ از خواص‌، مانند فقیهان‌، متکلمان‌ و حکیمان‌ اسلام‌، ایشان‌ را ببینند، سخن‌ به‌ تکفیرشان‌ می‌گویند و چون‌ حکیمانی‌ که‌ به‌ شرایع‌ مقید نیستند - مانند فیلسوفان‌ - ایشان‌ را ببینند، می‌گویند: این‌ کسان‌ اهل‌ هَوَسند، خزانة خیالشان‌ تباه‌ و عقلهایشان‌ ضعیف‌ شده‌ است‌. بدین‌ سان‌، جای‌ شگفتی‌ نیست‌، اگر بدانیم‌ که‌ از سوی‌ مخالفان‌ ابن‌ عربی‌، ۱۳۸ فتوا برضد او و از سوی‌ مدافعانش‌ تنها ۳۳ فتوا در دفاع‌ از او داده‌ شده‌ است

Saturday, September 20, 2008

از کتاب مفاخر ایران، فخر رازی

درست مثل کودکی که یک صبح زمستانی به پشت بام آمده باشد تا برف بازی کند و ناگهان ببیند تمام برف ها را شبانه رفته اند؛ درست مثل محکوم دم مرگی که بخواهد برای آخرین بار، برخاستن آفناب را ببیند، اما تا ظهر خواب مانده باشد و شبانه به قتلگاه برده باشندش؛ درست مثل تمام مسافرهای جا مانده، دیر رسیده ام، قرن ها دیر زاده شده ام. هنگامی به دنیا رسیدم که چیزی برای من باقی نمانده بود: فلسفه را فارابی و ابن سینا به پایان برده بودند، اشعری و غزالی همه ی گفتنی ها را گفته بودند، و شافعی و ابو حنیفه حکم همه چیز را صادر کرده بودند و برای من چیزی جز تکرار بی وقفه ی گفتار خویش نگذاشته بودند. من پیر شده ام، از بسیاری از آن ها بیشتر عمر کرده ام و دیر یا زود خواهم مرد، بی آنکه ریگی از نزد خود بر شنزار دانش پیشینیان انداخته باشم. کاش فرنی زودتر به دنیا آمده بودم!


- مجد الدین جیلی(قرن 6)
به قلم جناب آقای آرش ابوترابی

Saturday, September 13, 2008



I'm back
Fresh and ready to go fast

Sunday, June 29, 2008



I wanna live

I wanna leave

I wanna open up

... and breath

Wednesday, June 25, 2008

Walk tall as the trees,
live strong as the mountains,
be gentle as the spring winds,
keep the warmth of the summer sun in your heart,
and the great spirit will always be with you.
- American Indian Proverb

This town is not big enough for both of us!



when I walk up to fac. at about one a o'clock in the middle of the day I feel as if I'm in a western movie...sweating and fighting for my life!

Saturday, June 14, 2008

Nights are long


دیشب مثل شب هایی که امتحان ریاضی یا جبر داشتم، از همون شبایی که تمام طولشو تو خواب مسائل جبری حل می کردم و به آخر صفحه آچهار که می رسیدم میدیدم که ایکس و ایگرگ تو آزمایش معادله جواب نمی ده و همشو باید دوباره بنویسم، داشتم همش تمام مواد قانونی رو تند تند میخوندم و تمامش با هم تناقض داشتد و دو ساعت طول کشید تا بتونم دوباره به افکارم نظم بدم و متوجه شم که همش یه خواب بوده! صبح تا سر جلسه احساس می کردم که داغونم... و تعطیل!

دیشب همش به یکی از دوستام داشتم می گفتم که شب حتما خوب بخوابه ولی خودم سه ساعت بیشتر نخوابیدم، خواب که نه ... همشو تو خواب و بیداری بودم ... و تا همین الانش ذهنم هنوز قاطی پاطی... صبح حالم افتضاح بود

کلی دوغ و ماست خورده بودم سر شام ولی نمیدونم چرا خوابم پرید...

Wednesday, June 11, 2008

we ARE insects!




A human being should be able to change a diaper, plan an invasion, butcher a hog, conn a ship, design a building, write a sonnet, balance accounts, build a wall, set a bone, comfort the dying, take orders, give orders, cooperate, act alone, solve equations, analyze a new problem, pitch manure, program a computer, cook a tasty meal, fight efficiently, die gallantly.
Specialization is for insects.

- Robert A. Heinlein, "Lazarus Long"

Sunday, June 08, 2008

باز باران با ترانه

I can't open Blogspot from home to update, so I have to change my place. I've already changed my blog two times and the new one would be my forth blog!
I really like here and I prefer not to change my place anymore! Unlike what we think that the old blog would still be there, it won’t be! I’ll never pass here again and I’ll gradually forget all the emotions I’ve expressed here!

I really loved Sofiax!

Beside my own problems in updating from home, my readers can't put comments either!
I might move to Blogfa!
I might not even tell anyone where I’ll go so I could write whatever I like regardless to what kind of information I’m giving out!

Hala ta akhare emtehana tasmim khaham gereft!

Tuesday, May 27, 2008

شب های تابستون خیلی سخت می گذره
واسه کسایی که دوست دارن دو تا لحاف سنگین رو خودشون بکشند

Wednesday, May 07, 2008

اسماعیل یوردشاهیان


روزی پنجره را خواهی گشود
خواهی دید
تن خیسم را در هوا


Monday, May 05, 2008